Eminem

انواع اضطراب از دیدگاه فروید

1 پست در این موضوع قرار دارد

ارسال شده در

عده ای از روانشناسان معمولا" اصل سازگاری و رفتار عادی را ملاک سلامت روانی قرار داده اند . این اصل برای مشخص کردن افراد سالم و غیر سالم کافی نیست  و در خور انتقاد است . در نظر فروید ، انسان متعارف کسی است که مراحل رشد جنسی _ روانی را با موفقیت گذرانده باشد و در هیچیک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد . در حوزه روان شناسی ، انسانهای غیر متعارف و روانی را به دو دستهء مهم تقسیم کرده اند . یکی افرادی که اختلالات عصبی و روان نژندی دارند و دیگری افرادی که حالات شدید روانی دارند و آنها را افراد روان پریش می نامند .

هسته مرکزی حالات روان نژندی یا نوروتیک ، اضطراب است و اضطراب مرحلهء اول نوروز به شمار می آید نوروزها کوششی برای کاهش و تسکین اضطرابهایی هستند که بر اثر تعارضها ایجاد شده اند .
در مکتب فروید ، اضطراب یک ترس درونی شده است ، ترس از اینکه مبادا تجارب دردآور گذشته یادآوری شوند ؛ تجاربی که با تنبیه و ممانعت از ارضای کششهای غریزی همراه بوده است . اضطراب با احساس ترس مترادف است ؛ با این تفاوت که ترس منشأ خارجی دارد ولی اضطراب منشأ درونی دارد .

فروید اضطراب را به سه دسته تقسیم کرده است :

1 – اول اضطراب ناشی از واقعیت دنیای خارج یا اضطراب عینی ، که در آن منشأ خطر در دنیای خارج قرار دارد و ادراک این خطر موجب حالت رنج آور و عاطفی می شود . مانند ترس از حیوانات ، ترس از بیماری  و جنگ

2 – دوم اضطراب روان نژندی است که منشأ ان ادراک خطری است که از غرایز ناشی می شود . اضطراب روان نژندی از تعارض و کشمکش میان نهاد و خود سرچشمه می گیرد . چنین اضطرابی در آغاز هشیارانه است . اما به زودی خود کنترل کشش های غریزی ناخواسته را بر عهده می گیرد و بذین ترتیب آنها سرکوب می شوند و فقط به عنوان یک ترس ناآگاهانه باقی می مانند .

دختر جوانی ممکن است احساسات خصمانه خود را نسبت به مادرش به هشیار خود راه ندهد؛ چون این احساس با اعتقاد وی به اینکه باید پدر و مادرش را دوست داشته باشد در تعارض است. وقتی این دختر به احساسات واقعی خود اقرار کند، خودپنداره‌اش را به عنوان "دختری مهربان" مخدوش کرده و با خطر از دست دادن محبت و حمایت مادر روبرو می‌شود. هر بار که وی نسبت به مادرش احساس خشم می‌کند، اضطرابی در او به وجود می‌آید که خود هشداری است برای خطری که در پیش است. در این هنگام وی برای راندن تکانه‌های اضطراب‌زا از بخش هشیار ذهن خود به تدابیر دفاعی دست می‌زند.

اضطراب روان نژندی به سه صورت ظاهر می گردد :

  • در حالت اول؛ به صورت اضطراب مبهم است که در موقعیتهای کم و بیش مناسب به سهولت بروز می کند.
  • در حالت دوم؛ به شکل ترس شدید و نامعقول است که آن را ترس مرضی نیز می نامند.
  • در حالت سوم؛ به صورت واکنشهای وحشت زدگی است که به صورت ناگهانی و بدون هیچگونه تحریک ظاهری پدیدار می شوند.

3 – سوم اضطراب اخلاقی است ، که در آن منشأ تهدید وجدان اخلاقی دستگاه فراخود است ، اضطراب اخلاقی از کشمکش بین نهاد و فراخود پدید می آید. موقعی که کشش های غریزی ناخواستۀ نهاد در صدد ارضا بر می آیند و یا در افکار تجلی می یابند؛ فراخود احساس گناه یا شرمساری می کند. از آنجاییکه کشش های غریزی نهاد به خودی خود ناآگاهانه هستند؛ فرد هیچگونه تعارض آگاهانه ای که قادر به مقابلۀ عینی با آنها باشد احساس نمی کند؛ بلکه در عوض اضطراب اخلاقی ناخوشایند را حس می کند.

دختربچه‌ای که به خاطر عصیان در برابر خواسته‌هایش توسط والدین تنبیه می‌شود، درد تنبیه را به رفتار ابراز وجود پیوند می‌زند. پس از آن هر وقت که می‌خواهد ابراز وجود کند، مضطرب می‌شود. گاه ترس‌هایی که در دوران کودکی آموخته می‌شوند به دشواری خاموش می‌شوند. این دختربچه ممکن است هیچ‌گاه یاد نگیرد که ابراز خواست‌ها گاهی درست و پاداش‌یابنده است. اگر کودکی را برای عملی تنبیه کنیم و در زمان دیگر او را برای همان عمل تشویق نماییم و یا اگر کودک را به‌طور دایم در معرض تنبیه قرار دهیم، نه تنها از یادگیری او جلوگیری کرده‌ایم بلکه بر اضطراب او نیز افزوده‌ایم.

Mohammad.Reza و safavicnc پسند شده

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال نظر یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید نظر ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در انجمن ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !


ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید


ورود به حساب کاربری